این روزها

به هرم تبی تازه تن داده ایم

گرماگرم آزمونی اجباری                   

به خود می پیچد قلم    

لابلای چهار گزینه ی مجهول

.

.

.

 در کشاکش این نفسهای آتشین،

موسی وار

ما مسیح می جستیم و

   بی خبر،

دستمال سبز بر سرمان بستند !!!

لینک
۱۳۸۸/۳/۱٩ - مستان

   ...   

می بینی

 

چشمانت را از من گرفته اند

 

 

قرنطینه شده ام

 

 

درست در خط استوا

 

 

منضفانه ترین مرز زمین

 

 

حالا به سقف نظم و تکرار معتاد شده ام

 

 

از آتش بازیهای بغداد نمی گویم  ،از چشمانت هم

 

 

وقتی شهدا به دانشگاه می روند

 

 

شعر ها وصیت نامه می شوند

 

 

و بر دهانمان ماسک می گذارند

 

مبادا آنفولانزایمان به تاریخ سرایت کند..........

لینک
۱۳۸۸/۳/۱ - مستان